• معادل درجه های نظامی در انگلیسی

    DARIAII نکته آموزشی - آموزش مجازی سرآمد|دبیرستان دولتی شهید فکوری منطقه 14 تهران

    معادل درجه های نظامی در انگلیسی

    لیست درجات نظامی از پایین ترین درجه تا بالاترین درجه به تفکیک در دو زبان فارسی و انگلیسی آورده شده است .

    درجه به فارسی

    درجه به انگلیسی

    سرباز صفر

    Recruit / Private E-1

    سرباز دوم

    Private E-2

    سرباز یکم

    Private First Class

    سرجوخه

    Specialist / Corporal

    گروهبانسوم

    Sergeant

    گروهباندوم

    Staff Sergeant

    گروهبانیکم

    Sergeant First Class

    استواردوم

    Master Sergeant / First Sergeant

    استواریکم

    Sergeant Major

    ستوانسوم

    Third Lieutenant

    ستواندوم

    Second Lieutenant

    ستوانیکم

    First Lieutenant

    سروان

    Captain

    سرگرد

    Major

    سرهنگ دوم

    Lieutenant Colonel

    سرهنگ

    Colonel

    سرتیپ دوم

    Second Brigadier General

    سرتیپ

    Brigadier General

    سرلشگر

    Major General

    سپهبد

    Lieutenant General

    ارتشبد

    Full General

  • معرفی خود به زبان انگلیسی

    هنگامی شما شروع به انگلیسی صحبت کردن می کنید ، یکی از بدیهی ترین مواردی که نیاز به گفتن دارید ، معرفی خود به زبان انگلیسی است. مهم نیست در حال انجام یک خوش و بش دوستانه هستید ، در کلاس دانشگاه هاروارد هستید و یا در یک ملاقات مهم تجاری. به هر حال شما باید بلد باشید به خوبی خودتون رو معرفی کنید.

     

    در این مطلب شما روش مناسب معرفی خود به زبان انگلیسی آشنا خواهید شد. ابتدا به صورت موردی همه ی موارد را با هم بررسی میکنیم و در انتها یک متن نمونه برای انجام معرفی به شما نشان خواهیم داد. با این شیوه، یادگیری زبان انگلیسیبرای شما راحت و جذاب خواهد بود.

     

    معرفی خود

     

    در هنگام معرفی خود به زبان انگلیسی چه مواردی را باید ذکر کنیم ؟

    ما به شما بیشر آیتم های مورد نیاز در هنگام معرفی خود به زبان انگلیسی را آموزش می دهیم و شما می توانید از بین موارد مطرح شده ، با توجه به محل و موقعیتی که در آن قرار دارید ، خودتان انتخاب کنید که بهتر است کدام موارد مطرح شوند.

     

    First Name

    نام کوچک

     

    از عبارت های زیر می توانید برای پرسیدن و گفتن نام کوچک استفاده کنید :

     

    What is your first name?

    اسمت ( اسم کوچکت ) چیه ؟

    My first name is Alireza

    اسم کوچک من علیرضاست

    I am Alireza

    من علیرضا هستم

     

    Last Name

    نام خانوادگی

     

    برای گفتن و پرسیدن نام خانوادگی هنگام معرفی خود به انگلیسی ، می توانید از عبارت های زیر استفاده کنید :

     

    What is your last name?

    What is your family name?

    نام خانوادگیت چیه ؟

    My last name is Bahrami

    My family name is Bahrami

    نام خانوداگیم بهرامی هست

     

    Age

    سن

     

    چند سالته ؟

     

    شیوه ی رایج پرسیدن سن با دو سوال قبلی تفاوت دارد. در اینجا دیگر از کلمه پرسشی What استفاده نمی کنیم.

     

    How old are you?

    چند سالته ؟

    I am 25

    I am 25 years old

    I am 25 years of age

    ۲۵ سال دارم

    I am knocking on 25

    دارم میرم توی ۲۵ سالگی

     

    Job

    شغل

     

    شغلت چیه؟

     

    معمولاً هنگام معرفی خود به زبان انگلیسی صحبت کردن در مورد شغل یکی از موارد رایج است که به شیوه های زیر میتونید در این زمینه سوال بپرسید و یا به سوالات پاسخ بدید :

     

    What’s your job?

    What do you do?

    What do you do for a living?

    How do you make a living?

     

    هر ۴ عبارت مترادف و به معنی ” شغل شما چیست ؟ ” می باشند

     

    I am a teacher

    I teach for a living

    من معلم هستم

     

    Marital Status

    وضعیت تاهل

     

    ,وضعیت تاهل

     

    عبارت های زیر به شما کمک می کنند تا هنگام معرفی خود به زبان انگلیسی به راحتی در مورد وضعیت تاهل صحبت کنید و یا سوال بپرسید :

     

    Are you married or single?

    What’s your marital status?

    مجرد هستی یا متاهل؟

    وضعیت تاهل ؟

    I’m married

    من متاهل هستم

    I’m single

    من مجردم

    I’m engaged

    نامزد دارم ( نامزدم )

    I’m divorced

    مطلقه هستم

     

    Educational Status

    وضعیت تحصیلی

     

    تحصیلات

     

    با توجه به گستردگی موضوع آموزش ، از سوالات و عبارت های بسیار زیادی می توان هنگام صحبت کردن در مورد وضعیت تحصیلی استفاده کرد که در این مطلب بخشی از مهمترین ها رو مشاهده میکنید :

     

    What’s your degree?

    مدرکت چیه ؟

    What grade are you in?

    کلاس چندمی؟

    What semester are you in?

    ترم چندی ؟

    What’s your major?

    رشته تحصیلی ات چیه ؟

    I have BA in English

    لیسانس زبان انگلیسی دارم

    I have MA in Fine Arts

    فوق لیسانس هنرهای زیبا دارم

    I hold PHD in Linguistics

    دکترای زبان شناسی دارم

     

    عبارت های مورد نیاز هنگام صحبت در مورد مدارک تحصیلی :

     

    BA: Bachelor of Art: لیسانس – مخصوص رشته های مرتبط با علوم انسانی

    BS: Bachelor of Science:  لیسانس – مخصوص رشته های غیر از علوم انسانی

    MA: Master of Art: فوق لیسانس – مخصوص رشته های مرتبط با علوم انسانی

    MS: Master of Science: فوق لیسانس – مخصوص رشته های غیر از علوم انسانی

    PHD: Doctor of Philosophy: دکترا

     

    هنگام صحبت در مورد مقطع یا ترم تحصیلی ، می توانیم از عبارت های زیر استفاده کنیم :

     

    I am in the second grade of high school

    کلاس دوم دبیرستان هستم

    I am in the third semester

    ترم سوم ( دانشگاه ) هستم

     

    برای صحبت در مورد رشته ی تحصیلی هم می توانیم از عبارت های زیر استفاده کنیم :

     

    My major is Computer Engineering

    رشته ام مهندسی کامپیوتر هست

    I study math

    ریاضی میخونم

     

    تا اینجا با مهمترین سوال و جواب ها در هنگام معرفی خود به زبان انگلیسی آشنا شدید. و الان می خواهیم با در کنار هم قرار دادن عبارت های بالا ، خودمان را به صورت کامل به زبان انگلیسی معرفی کنیم.

     

    برای معرفی خود به زبان انگلیسی ، معمولاً با این سوال ها مواجه می شویم :

     

    Tell me about yourself

    درباره خودت صحبت کن

    Introduce yourself.

    خودت رو معرفی کن

    Tell me about your background.

    خودت رو معرفی کن

     

    و برای معرفی کردن یکپارچه ی خود می توانید از این متن نمونه استفاده کنید :

    My first name is Alireza. My last name is Bahrami. I am 25 years old. I teach English and I’m single. I’m a BA student of Spanish Literature at the University of Tehran

  • حروف تعریف در زبان انگلیسی را بشناسیم

    حروف تعریف در زبان انگلیسی

     

    حرف تعریف چیست؟ اساسا حرف تعریف یک صفت است و مانند صفت اسم را تغیر میدهد.

    در انگلیسی دو نوع حرف تعریف وجود دارد:

    The, a/an

    (حرف تعریف معین)The

    برای اشاره به اسامی خاص استفاده میشود.

    (حرف تعریف نامعین)a/an

    برای اشاره به اسامی عمومی استفاده میشود.

     

    برای مثال اگر ما بگوییم :

    Lets read the book

    اشاره به خواندن یه کتاب خاص است.

     

    اما اگر بگوییم:

    Lets read a book

    اشاره به خواندن هر کتابی می تواند داشته باشد.

     

     

    حروف تعریف نامعین:

     اشاره به هر فردی یا شی در یک گروه میباشد. a,an

     

      My daughter really wants a dog for Christmas." This refers to any dog. We don't know which dog because we haven't found the dog yet.

      "Somebody call a policeman!" This refers to any policeman. We don't need a specific policeman; we need any policeman who is available.

      "When I was at the zoo, I saw an elephant!" Here, we're talking about a single, non-specific thing, in this case an elephant. There are probably several elephants at the zoo, but there's only one we're talking about here.

    جمله اول : دختر من یک سگ میخواهد.

    در اینجا اشاره به یک سگ به صورت عام است و مشخص نیست دقیقا کدام سگ

    جمله دوم: یکی به یک پلیس زنگ زد. اینجا اشاره به هر پلیسی دارد و مشخص نکرده دقیقا چه پلیسی.

    جمله سوم: وقتی در باغ وحش بودم یک فیل دیدم. در اینجا نیز مشخص نیست کدام فیل شاید انجا فیلهای متعددی باشد.

     

    یادآوری نحوه استفادهa,an در زبان انگلیسی

    • a + singular noun beginning with a consonant: a boy;a car;a bike;a zoo;a dog
    • an + singular noun beginning with a vowel: an elephant;an egg;an apple;an idiot;an orphan
    • a + singular noun beginning with a consonant sound: a user (sounds like 'yoo-zer,' i.e. begins with a consonant 'y' sound, so 'a' is used);a university; a unicycle
    • an + nouns starting with silent "h": an hour
    • a + nouns starting with a pronounced "h": a horse
      • In some cases where "h" is pronounced, such as "historical," you can use an. However, a is more commonly used and preferred.

    A historical event is worth recording.

    If the noun is modified by an adjective, the choice between a and an depends on the initial sound of the adjective that immediately follows the article:

    • a broken egg
    • an unusual problem
    • a European country (sounds like 'yer-o-pi-an,' i.e. begins with consonant 'y' sound)

    Remember, too, that in English, the indefinite articles are used to indicate membership in a group:

    • I am a teacher. (I am a member of a large group known as teachers.)
    • Brian is an Irishman. (Brian is a member of the people known as Irish.)
    • Seiko is a practicing Buddhist. (Seiko is a member of the group of people known as Buddhists.)

     

     

    حرف تعریف معینThe

    این حرف تعریف قبل از اسامی مفرد یا جمع که مشخص باشند استفاده میشود. به مثال های زیر توجه فرمایید:

    • "The dog that bit me ran away." Here, we're talking about a specific dog, the dog that bit me.
    • "I was happy to see the policeman who saved my cat!" Here, we're talking about a particularpoliceman. Even if we don't know the policeman's name, it's still a particular policeman because it is the one who saved the cat.
    • "I saw the elephant at the zoo." Here, we're talking about a specific noun. Probably there is only one elephant at the zoo.

    جمله اول: سگی که مرا گاز گرفت فرار کرد. در اینجا ما درباره سگ مشخصی که شخص را گاز گرفته حرف میزنیم.

    جمله دوم: من خوشحال بودم هنگامیکه پلیسی را که گربه ام را نجات داد دیدم. راجع به پلیس مشخصی صحبت میشود.

    جمله سوم: من فیل را در باغ وحش دیدم. در اینجا منظور فیل مشخصی است.

     

    نکته:The هم با اسم قابل شمارش و هم غیر قابل شمارش استفاده میشود در حالیکهa/an با اسم قابل شمارش استفاده میشوند.

    قواعد جغرافیاییThe

    There are some specific rules for using the with geographical nouns.

    Do not use the before:

    • names of most countries/territories: Italy, Mexico, Bolivia; however, the Netherlands, the Dominican Republic, the Philippines, the United States
    • names of cities, towns, or states: Seoul, Manitoba, Miami
    • names of streets: Washington Blvd., Main St.
    • names of lakes and bays: Lake Titicaca, Lake Erie except with a group of lakes like the Great Lakes
    • names of mountains: Mount Everest, Mount Fuji except with ranges of mountains like the Andes or the Rockies or unusual names like the Matterhorn
    • names of continents (Asia, Europe)
    • names of islands (Easter Island, Maui, Key West) except with island chains like the Aleutians, the Hebrides, or the Canary Islands

    Do use the before:

    • names of rivers, oceans and seas: the Nile,the Pacific
    • points on the globe: the Equator,the North Pole
    • geographical areas: the Middle East,the West
    • deserts, forests, gulfs, and peninsulas: the Sahara,the Persian Gulf,the Black Forest,the Iberian Peninsula
  • اصطلاحات فوتبالی به انگلیسی

    1_small نکته آموزشی - آموزش مجازی سرآمد|دبیرستان دولتی شهید فکوری منطقه 14 تهران
    اصطلاحات فوتبالی به انگلیسی
    برخی از اصطلاحات فوتبالی به زبان انگلیسی را با هم مرور می کنیم 
     
    Advantage: آوانتاژ
    آوانتاژ در قانون فوتبال ماده ای است که به داور این نظر را می دهد تا به بازی اجازه دنبال شدن در زمانی مثل ارتکاب خطا (foul) را بدهد، در شرایطی که اگر بازی به دلیل خطا متوقف شود، به ضرر تیمی که در حال حمله است و خطا برروی آن انجام شده باشد.
    Advertising Board: تابلوی تبلیغاتی
    تابلوهای تبلیغاتی کنار زمین که با عنوان “ad boards” نیز شناخته می شوند، بوردهای تبلیغاتی هستند که در خارج و نزدیک زمین قرار می گیرند.
    AFC: ای اف سی
    کنفدراسیون فوتبال آسیا. مخفف Asian Football Confederation.
    Against the Run of Play: خلاف جریان بازی
    گل یا اتفاقی که بر خلاف جریان بازی روی می دهد.
    برای مثال اگر تیم A توپ و جریان بازی را در طول انجام بازی در اختیار دارد و فرصتهایی را فراهم می کند اما به گل نمی رسد، و آنگاه تیم B با تنها فرصتی که بدست می آورد به گل برسد، آنوقت گفته می شود که این گل بر خلاف روند یا جریان بازی به ثمر رسیده است.
                      
    Air ball: توپ هوایی
    توپی که در هواست
           
    All-Seater Stadium
    ورزشگاهی که در آن برای تمامی تماشاگران صندلی وجود دارد. 
    اکثر ورزشگاه های اسپانیا، هلند و انگلستان دارای صندلی برای تمام تماشاچیان هستند.
    Anti-Football: ضد فوتبال
    واژه ضد فوتبال معمولا بازی دفاعی یا درگیرانه و فیزیکی را توصیف می کند.
    در ایران این واژه کاربرد زیاد دارد، مفهوم آن نیز همان فوتبال دفاعی، درگیرانه و بازی صرفا برای کسب یا حفظ نتیجه است.
    Arc: قوس
    قوس محوطه جریمه.
    قوس نیم دایره ای که جلوی محوطه جریمه قرار دارد
    Assist: منجربه به گل شدن
    پاس، شوت یا هر حرکتی که باعث شود تا یکی از هم تیمی ها گلزنی کند
    Assistant Referee: کمک داور
    کمک داور یا خط نگه دار (linesman).
    در هر بازی دو کمک داور در زمین حاضرند تا در مورد تصمیم گیری خروج توپ از خطها، آفساید، و همچنین ارتکاب خطاها و توصیه کردن برای تصمیمات صحیح تر به داور (اصلی) کمک کنند. یک کمک داور با پرچمی که بدست دارد به داور جهت تصمیم گیری علامت دهی می کند.
    عنوان “کمک داور” در سال 1996 جایگزین عنوان “خط نگه دار” شد.
    Attack: حمله
    هجوم. تهاجم. حمله کردن. هجوم آوردن به دروازه حریف برای گل زدن.
    Attacking: حمله کردن، هجوم بردن.
    دو سبک برای حمله کردن وجود دارد: حمله مستقیم (Direct attack) و حمله غیرمستقیم (Indirect attack).
    Attacking Plan: نقشه حمله
    طرح حمله. طرحی که یک تیم برای هجوم و به ثمر رساندن گل دارد
    Attacking Third: یک سوم تهاجمی
    یک سوم خط حمله. یک سوم زمین که نزدیکترین یک سوم به دروازه حریف است. این یک سوم، یک سوم دفاعی حریف بشمار می رود.
    Away: خارج
    خارج از خانه. بیرون از خانه.
    Back: دفاع
    این واژه اصطلاحا به دفاع گفته می شود. در انگلستان واژه “بک” به دفاع وسط (میانی) گفته می شود در حالیکه واژه “Fullback” مفهوم خط دفاعی که شامل دفاع کناری (چپ و راست) و میانی می شود را دارد.
    Back Heel: ضربه پشت پا
    ضربه به توپ با پشت پاشنه پا جهت ارسال آن به سمت عقب
    Back Pass: پاس رو به عقب
    پاسی که رو به عقب (در جهت زمین خودی) داده می شود. 
    Back Side: سمت دفاع
    Ballside: سمت توپ
    Ball Watching: مراقب توپ
    این واژه به بازیکنانی معمولا نسبت داده می شود که صرفا به توپ نگاه می کنند و به موقعیت حریفان دقت نمی کنند.

    Banana Kick: ضربه کات دار
    ضربه چرخشی. ضربه برشی. ضربه کات دار. این واژه در ایران به ضربه کات دار معروف است. در چنین ضرباتی، توپ در هوا به صورت چرخشی در مسیری منحنی (مسیری خمیده شده مانند شکل یک موز) حرکت می کند.
    Behind Closed Doors: پشت درهای بسته
    این واژه در فوتبال به بازیهایی گفته می شود که در آن تماشاچی در استادیوم حضور ندارد. این موضوع می تواند به سبب جریمه یک تیم باشد که از امتیاز میزبانی بهره می برد اما به خاطر خطای انضباطی از وجود حمایت کنندگانش در ورزشگاه محروم می شود.
    البته ممکن است این اصطلاح به تمرینات غیرعلنی  یک تیم نیز گفته شود
    Behind the Defense: پشت دفاع
    پشت دفاع.
    پشت مدافعین. این واژه به دو موقعیت نسبت داده می شود:
    وقتی که توپی از بالای سر مدافعین ارسال می شود تا مهاجمی خود را با آن برساند. و همچنین به مهاجمی گفته می شود که قابلیت عبور و فرار از مدافعین را به پشت آنها داشته باشد.
    Bicycle Kick: ضربه دوچرخه ای
    این واژه در ایران به ضربه یا شوت قیچی ای یا قیچی برگردان شناخته می شود.
    در این نوع شوت، زننده ضربه برروی هوا بلند می شود با پاهای خود را به صورت تیغه های قیچی و با حرکت دوچرخه ای به توپ ضربه می زند. معمولا این نوع ضربه یا به سمت جلو اجرا می شود که شوت آن نیز به سمت جلو است، و یا به سمت عقب اجرا می شود که شوت آن مخالف سمت بازیکن است، که به این نوع ضربه ها، ضربات قیجی برگردان یا برگردان گفته می شود.

    Blind Side: سمت کور
    منطقه کور. منطقه ای که از دید مدافعین خارج است.
    Blind Side Run: فرار به سمت کور
    وقتی مهاجمی بدون توپ به سمت منطقه کور فرار می کند تا توپی به آن رسد.
    Block Tackle: یک تکل ایستاده که با داخل پا انجام می شود. این نوع تکل ساده ترین نوع آن است که با داخل پا انجام می شود.
    Booking: اخطار کتبی
    اخطار ثبت شده. وقتی که کارت زرد یا قرمزی داده می شود،
    Boot: کفش / ضربه
    کفش فوتبال. ضربه یا شوت.
    این واژه در فوتبال دو معنی دارد، یکی کفش بازی فوتبال (در انگلستان این اصطلاح استفاده می شود) و دیگری به معنی ضربه یا شوت به توپ است.
    Bosman Ruling: قانون بوسمان
    قانون بوسمان (یا باسمن) تصمیمی از دادگاه قضایی اتحادیه اروپا مصوبه 1995 است که به یک بازیکن حرفه ای فوتبال در یکی از تیمهای عضو اتحادیه اروپا (EU) این اجازه را می دهد تا بصورت آزاد پس از پایان قراردادش با یک تیم اروپایی به باشگاه دیگر منتقل شود.
    Box: محوطه. چهارگوش.
    محوطه جریمه (هجده قدم).
    Breakaway: فرار
    فرار، که معمولا توسط یک مهاجم انجام می شود.  
    Caps: تعدادی بازیهای ملی
    تعداد بازیهای رسمی ملی یک بازیکن فوتبال.
    این اصطلاح مشخص می کند که یک بازیکن چند بازی بین المللی رسمی برای تیم ملی خود انجام داده است.
    این واژه در اصل به معنی “کلاه” است و از آنجایی معروف شد که در سالهای اولیه ای که فوتبال به شکل بین المللی رشد کرد، به بازیکنان در بازیهای ملی یک کلاه داده می شد، پس اگر بازیکنی سه بازی ملی داشت، سه کلاه نیز دریافت کرده بود.

    cards: همان کارت های زرد و قرمز درفوتبال
    Carry: حمل و رد کردن توپ.
    دریبل زنی
    Caution: اخطار
    یک تذکر انضباطی رسمی که داور به بازیکن با نشان دادن کارت زرد می دهد.
    Center Back: دفاع وسط
    دفاعی که در مرکز (نه کناره ها) بازی می کند. اگر در یک بازی چهار مدافع بکار گرفته شوند، آنگاه دو مدافع وسط وجود دارند – که یکی مدافع وسط راست است و دیگری وسط چپ
    Center Circle: دایره وسط
    دایره ای که در مرکز زمین قرار دارد؛
    Center Mark: نقطه مرکز
    نقطه مرکز، در مرکز “دایره وسط” قرار دارد. هنگام شروع بازی، توپ باید از روی این نقطه در جریان بازی قرار گیرد.
    CF: مخفف  center forward
    CFB: مخفف center fullback
    Challenge: هنگامی که مدافعی تلاش می کند تا توپ را از مهاجمی بقاپد، می گویند challenge ی انجام شده.
    Chest Pass: پاس با سینه
    پاسی که با ضربه سینه به توپ داده می شود. در این نوع پاس، بازیکنی که پاس را می دهد، ابتدا خود پاسی هوایی را به وسیله سینه خود دریافت می کند ولی بجای اینکه توپ را با سینه استوپ کند و جلو خود به اندازد، به آن توسط سینه ضربه ای محکم و هدایت شده می زند تا توپ را به هم تیمی خود ارسال کند.
    Chest Reception: دریافت با سینه
    در فوتبال می توان برای دریافت یا حتی ضربه زدن به توپ از سینه استفاده کرد. سه روش آموزشی برای دریافت توپ توسط سینه وجود دارد: یکی چنبره کردن سینه و کشیدن توپ به سمت سینه. دومی نگه داشتن بازوها کناره سینه، که در این روش توپ شانسی برای خارج شدن از کنترل بازیکن ندارد. و سومی ضربه زدن توسط سینه به توپ برای تغییر جهت توپ.
    Chip: چیپ
    ضربه یا پاس چیپ، توسط رو یا نوک پا به زیر توپ زده می شود تا توپ به هوا رود و پس از رسیدن به ارتفاعی بالا و گذشتن از حریف به زمین برگردد. ضربه چیپ به زیر توپ طوری زده می شود که توپ به سمت عقب چرخش داشته باشد. همانطور که اشاره شد، معمولا هدف از زدن چنین ضربه ای رد کردن توپ از بالای سر حریف و بویژه دروازه بان است. معمولا مهاجمین زمانی این ضربات را می زنند که در موقعیتی تک به تک با دروازه بان قرار دارند و دروازه بان از دروازه خود بیرون آمده است. با این تعریف نمی توان تمام ضربات هوایی که از روی سر حریف رد می شوند را چیپ نامید، در ضربه چیپ توپ چرخش مخالف دارد و ضربه پا به زیر توپ زده می شود.
    Clear: مهار کردن توپ
    مهار یا رد کردن توپ از منطقه خطر. اینکار را مدافعین انجام می دهند. زمیانیکه توپ در موقعیت خطرناکی زیر پای مهاجمین است، مدافعین با ضربه زدن به توپ و ارسال آن به خارج از زمین یا به منطقه ای بی خطر، توپ را مهار می کنند.
    Coach: مربی
    مربی معمولا به سرمربی (Head coach) تیم نسبت داده می شود، شخصی که مسوولیت آموزش، تمرین، تعیین برنامه و بازی تیم در زمین را به عهده می گیرد
    Coaching: مربی گری
    Coach.
    Combination Play: بازی ترکیبی
    بازیی که در آن بازیکنان در پست های مختلف به یکدیگر کمک می کنند. برای مثال مدافعین در حمله ظاهر می شوند و یا مهاجمین در کارهای دفاعی با مدافعین ملحق می گردند
    Commit the Defender:
    یک بازی فریبدهنده که ناشی از گمراه کردن، بازی بدون توپ، با توپ یا پاس دهی است که باعث می شود تا مدافع به نفع تیم حمله کننده کار کند.
    CONCACAF: کونکاکاف
    کنفدراسیون فوتبال آمریکای شمالی، آمریکای مرکزی و کاریبی - مخفف Confederation of North, Central American and Caribbean Association Football. این سازمان مسئول اجرایی و نظارتی فوتبال در قاره آمریکای مرکزی، شمالی و جزایر کاریبی است.

    CONMEBOL: کونمبول
    کنفدراسیون فوتبال آمریکای جنوبی. مخفف Confederación Sudamericana de Fútbol - انگلیسی: South American Football Confederation.

    Contain: باز داری
    هر تاکتیک یا استراتژی که جهت محدود کردن حرکات حریف به کار گرفته شود.
    Control Dribbling: دریبل کنترلی
    وقتی بازیکنی در منطقه ای شلوغ صاحب توپ است، باید توپ را نزدیک به پاهای خود حفظ کند و حرکت دهد تا آنرا خوب کنترل کند و از او بتواند به خوبی محافظت کند. این نوع دریبل را دریبل زنی کنترلی می گویند
    Corner Arc: قوس کرنر
    قوس کوچک خط کشیده شده در چهار گوشه زمین که محدوده قرار گرفتن توپ به هنگام زدن ضربات کرنر را مشخص می کند.
    Corner Flags: پرچمهای کرنر
    پرجمهایی در چهار گوشه زمین، که نقطه های کرنر را مشخص می کنند
    Counterattack: ضد حمله
    حمله متقابل. ضد حمله یا حمله متقابل، حمله ای است که در آن، توپ از تیم مقابل که در حال حمله است توسط تیم دفاع کننده گرفته و به حمله ای متقابل تبدیل می گردد.
    Cover: پوشش
    پوشش دادن.
    واژه پوشش در کل معنی تدافعی دارد. این واژه در سه موقعیت به کار برده می شود: پوشش منطقه ای، که مفهوم منطقه ای را دارد که مدافعین بایستی آنرا پوشش دهند. پوشش دفاعی یا دفاع پوششی، که به مدافعی گفته می شود که یکی از وظایف آن پوشش دادن مهاجم یا مهاجمین در شرایطی خاص است. و دیگری مترادف با پشتیبانی دفاعی است
    Coverage: پوشش
    عمل پوشش دهی
    Create: ایجاد / خلق
    ایجاد و خلق موقعیت برای به ثمر رساندن گل.
    Creating Space: ایجاد فضا
    ایجاد فضا به دو حالت امکان پذیر است: زمانیکه بازیکن پا به توپ (on the ball) است و زمانیکه بدون توپ (off the ball) می باشد. وقتیکه بازیکن پا به توپ است، او برای ایجاد فضا می بایست بازیکنان حریف را دریبل زند و یا طوری آنها را به سمت خود کشاند که هم تیمی یا هم تیمهایش که در موقعیت دریافت هستند، شرایط و موقعیت مناسب تری برایشان ایجاد گردد. هنگامیکه بازیکن بدون توپ است، می باید یا طوری حرکت کند که برای خود فضایی مناسب ایجاد کند و یا برای هم تیمی اش موقعیت و فضایی را فراهم کند.
    Cross: کراس / سانتر
    کراس.
    ارسال توپ از کناره ها به میانه زمین و جلوی دروازه حریف برای ایجاد موقعیت گلزنی. در فارسی به این حرکت “سانتر از کناره ها (جناحین)” گفته می شود.
    Crossover Run: فرار متقاطع
    یک بازی گمراه کننده که در آن دو مهاجم در جهت مخالف یکدیگر می دوند تا حریف نتواند تشخیص دهد که ارسال کننده برای کدامیک توپ را ارسال خواهد کرد.
    Cushioning the Ball: چنبره کردن توپ.
    وقتیکه دریافت کننده قسمتی از بدن خود را (مانند سینه، ران یا شکم) شل می کند تا توپ با برخورد به آن قسمت سرعت و قدرتش گرفته شود و دریافت کننده بتواند سپس توپ را تحت کنترل خود قرار دهد. 
    Danger Zone: منطقه خطر
    این اصطلاح به مناطق جلوی دروازه گفته می شود که اگر در آنجا مهاجم حریف صاحب توپ شود، شانس زیادی برای گل زدن دارد.
    Dangerous Attackers: مهاجمین خطرناک
    هر مهاجمی که در موقعیت گلزنی باشد، مهاجم خطرناک نام می گیرد.
    Dangerous Play: بازی خطرناک
    بازی خطرناک در قضاوت داور، به هر حرکت یا عملی از یک بازیکن که ایمنی و سلامتی خود یا بازیکنی دیگر در زمین به خطر اندازک گفته می شود.

    Deck:
    اصطلاحی در زبان عامیانه (در بریتانیا) که به معنی کارت (اخطار کتبی) است.
    Defender: مدافع
    دفاع. بازیکنی که در پست دفاعی بازی می کند.
    Defending Deep: عمق دفاعی
    این واژه به روشی تاکتیکی نسبت داده می شود، که بواسطه آن مدافعین حتی در شرایط کاملا حمله ای، در نیمه خود باقی می مانند تا چنانچه مهاجمین در حملات یا ضد حملات سریعتر از مدافعین بودند، قادر به رد کردن دفاع نباشند. یکی دیگر از دلایل استفاده از این تاکتیک این می تواند باشد که تیم دیگر حق تعویض ندارد، و مربی می خواهد با اینکار از دویدن مدافعین بکاهد تا آنها کمتر خسته شوند.
    Defending Third: یک سوم دفاعی
    یک سوم زمین که شامل دروازه شما می شود.
    Defensive Midfielder: بازیکن خط میانی دفاعی
    یک بازیکن خط میانی که در اعمال دفاعی تخصص دارد.
    Deliver the Ball: انتقال و تحویل توپ
    Depth: عمق
    در تاکتیهای دفاعی، عمق به معنی داشتن چندین مدافع است.
    این واژه همچنین بیانگر استفاده از مدافعین نه در یک خط (مسطح) می باشد. در حمله نیز چنین مفهومی را دارد، یعنی نشان می دهد که خط حمله ما مسطح (flat) نیست و بیش از دو نفر در آن بکار گرفته می شوند.
    Derby: داربی
    داربی محلی (به لهجه انگلیسی بصورت “داربی” تلفظ می شود - مانند تلفظ شهر داربی که شهری در کشور انگلستان است - اما ممکن است لهجه های دیگر آنرا دربی هم بنامند) یا همان local derby به مسابقه ورزشی (بویژه در ورزش فوتبال) گقته می شود که در چهارچوب رقابتی خاص بین دو رقیب قوی در یک منطقه، محله، شهر، استان یا کشور برگزار می گردد.
    برای مثال در فوتبال انگلستان، از بازی بین دو تیم چلسی (Chelsea FC) و آرسنال (Arsenal) می توان به عنوان داربی شهر لندن (London) یاد کرد، ولی بازی آرسنال و منچستر یونایتد را می توان یک داربی کشوری نام گذاشت. چلسی و آرسنال در شهر لندن به عنوان دو رقیب قوی محسوب می شوند در حالیکه منچستریونایتد و آرسنال دو رقیب در سطح کشور انگلیس بشمار می روند. و در ایران، هنگامیکه دو تیم پرسپولیس و استقلال در یکی از رقابتهای رسمی کشور مانند لیگ برتر یا جام حذفی به مصاق هم میروند، این داربی را می توان هم داربی شهر تهران و هم داربی کشور نام گذاشت، چون این دو تیم در حالی به عنوان دو رقیب قدیمی در شهر خود (تهران) محسوب می شوند که در کل کشور نیز آنها رقیب یکدیگرند. یا در شهر اصفهان، معمولا داربی هنگامی برگزار می شود که دو تیم قدر و رقیب این شهر یعنی ذوب آهن به مصاف سپاهان رود.
    در ایران، واژه داربی از سوی برخی از مفسران، رسانه ها و کارشناسان به نام “شهر آورد” به فارسی برگردانده شده است، که با تعریف بالا و به عقیده بسیاری از کارشناسان این واژه درست نیست چون “شهرآورد” فقط می تواند مفهوم داربی شهری را برساند.
    ریشه لغتی
    با استناد به منبع های معتبر، کلمه داربی از رقابت سالانه فوتبال که بنام “Royal Shrovetide Football” شناخته می شود و بین دو تیم رقیب منطقه Ashbourne از شهر Derbyshire کشور انگلستان برگزار می شد و می شود، آمده است. نطریه ی دیگری نیز وجود دارد که می گوید اصلا این کلمه از رقابتهای اسب دوانی شهر دربی بریتانیا که توسط دوزادهمین کنت انگلستان (12th Earl of Derby) - که “Edward Smith-Stanley” نام داشت - در سال 1780 تاسیس شد، برگرفته شده است.
    تئوری دیگری در این زمینه می گوید، بازی داربی از زمانی به زبانها افتاد که تیم لیورپول (Liverpool) و اورتون (Everton) در ورزشگاه Stanley Park به دیدار هم رفتند در حالیکه این ورزشگاه به مالکین کنت شهر داربی (Earl of Derby) در آمده بود.
    Deutscher Fussball-Bund: اتحادیه فوتبال آلمان
    اتحادیه فوتبال آلمان (DFB). این سازمان اداره کنترلی، اجرایی و نظارتی ورزش فوتبال در کشور آلمان است، و لیگ ها و بازیهای ملی فوتبال این کشور را سازماندهی می کند. DFB عضو FIFA و UEFA است. دفتر مرکزی این اتحادیه در شهر فرانکفورت واقع است و به پنج فدراسیون محلی با 21 سازمان منطقه ای تقسیم می گردد.
    Diagonal: قطری / مورب
    Direct Attack: حمله مستقیم
    حمله ای که در آن توپ سریعا به سمت دروازه حریف انتقال یابد و پاسهای کمی رد و بدل شود. در این نوع حمله معمولا پاس رو به عقب داده نمی شود.
    Direct Kick: ضربه مستقیم
    نوعی ضربه آزاد که به تیمی که برروی آن خطایی نظیر زدن یا برخورد خطرناک انجام شده داده می شود. در ضریات آزاد اگر توپ پس از زدن ضربه، بدون برخورد با بازیکنی دیگر وارد دروازه حریف شود، گل قابل قبول است.
    Direction: جهت
    سو. راه مسیر.
    جهت توپ. جهت شوت یا ضربه. جهت حرکت. مسیر حرکت.
    Distribute: توزیع / پخش
    این واژه زمانی استفاده می شود که دروازه بان پس از تصاحب توپ، آنرا با شوت یا پرتاب، در واقع به بازیکنان پخش می کند.
    Drive: راندن توپ
    DMF
    مخفف Defensive Midfielder – بازیکن خط میانی دفاعی.
    Drag the Ball: کشیدن توپ
    نگه داشتن توپ بروی یک پا بطوریکه توپ خیلی به پا نزدیک باشد و باعث گردد تا حرکت به کندی انجام شود، یعنی در اصل بازیکن توپ را با خود به زمین کشد.
    Dribbling: دریبل زنی
    پا به پا کردن توپ با پا ها و رد کردن آن از حریف.
    Drop: انداختن
    این واژه معمولا به توپهایی گفته می شود که توسط توپ انداز (یا مربی) در تمرینات برای بازیکن روی پا یا سر انداخته می شود.
    Drop Kick
    یک ضربه نیمه قیچی که معمولا توسط دروازه بان زده می شود. Drop kick فقط توسط دروازه بان زده می شود چون فقط اوست که اجازه دارد توپ را با دستانش بگیرد و آنرا با دست برروی پایش به اندازد.